دنیای آرشیدا. 10 ماهگی
آرشیدای مه روی من ده ماهگیت مبااااااارک مادر .
برای تو که قلبم منزلگه عشق توست
آرشیدای من احساسم از آن وجود نازنین توست
و عشقت معنای بودنم است.
گل دخترم چنان بازیگوش شدی که بشدت در مقابل خواب مقاومت میکنی و از هر فرصتی برای بازی استفاده می کنی. در تموم روز شاید کمتر از سه ساعت بخوابی امروز ظهر هوا ابری بود و بسیار خواب آور بود نازگلم خوابت میومد کنارت دراز کشیده بودم شیر میخوردی چند دقیقه میخوابیدی ولی دوباره با شادی و انرژی تموم سرتو بلند میکردی و بلند میخندیدی و منتظر واکنش من میموندی انتظار داشتی منم همراهیت کنم من هم که از خواب نا امید شدم بلند شدم و حسابی با هم بازی کردیم تا خانم کوچولو خسته شد....
عزیزم دختر ملوس من تو دنیای من و بابا هستی امید زندگانی ما هر لحظه نفسمان به نفست بند شده دیشب اولین باران پاییزی زندگیت را تجربه کردی و چقدر برایت هیجان انگیز بود صدای رعد زوزه باد ودیدن برق آسمان همه برایت جالب بود سراپا چشم و گوش شده بودی بیرون را نگاه میکردی و بعد هم به من ..وقتی احساس امنیت میکردی می خندیدی و دست وپای کوچولوتو تکون میدادی.
بالاخره ساعت یک شب رضایت به خواب داده بودی که هنوز خوابت سنگین نشده بود بارش بارون شروع شد یهو پریدی و با صدای برخورد قطره های آب به پنجره شروع به نی نای نای کردی من هاج و واج موندم. آخه عشق زندگی من ورووجک من تو اینقدر آهنگ و ملودی رو درک میکنی .28مهر 93
یه ملوسک ناز و سحر خیز که هر روز صبح ساعت 6:30از خواب ناز بیدار میشه با لبخند زیباش انرژی کل روزمن و پدرشو تامین میکنه معنای زندگی ما تو هستی دخترکم.
شیرین ترین خاطره جوانیم آرشیدای مهربونم این روزها تلاش میکنی بلند شی به هرچیزی که دستای کوچکت برسه چنگ میزنی و خودتو بالا میکشی مخضوضا اینکه تا میبینی پدرت دراز کشیده تند تند خیز برمیداری و از دست و پاش بالا میری و به موهاش چنگ میزنی بعد هم با کلی ذوق نگاش میکنی و میخندی


دنیای آرشیدا. 10 ماهگی
